Wednesday, February 06, 2002

cover



Pledge
2001
Sean Penn
Cast:
Jack Nicholson
Patricia Clarkson
Robin Wright

جک نيکلسون پير شده است. معلوم است که پير شده.
اين اولين چيزی بود که نظر مرا جلب کرد.
نمای پايی, که با دستی که معلوم است دست مردی است خاريده می شود. در قسمتی که کش جوراب پای آدم را اذيت می کند. صحنه به صحنه ای تغيير داده می شود که همان شخص پريشان, با خود حرف می زند و ما جز کلماتی نامفهوم چيزی نمی شنويم.
افسر پليسی که شش ساعت مانده تا بازنشسته شود درگير يک پروندهء جنايی می شود که خيلی زود به انتها می رسد اما او راضی نيست. نمی تواند قبول کند. و به طور مستقل شروع به جمع کردن شواهد و مدارک می کند. چرا که به مادر مقتول قول داده . او که مسيحی است اما هرگز به کليسا نرفته به صليبی قسم می خورد که با چوب کبريت ساخته شده.! و تا آخرين لحظه به قول خود وفادار می ماند.
از اين جا به بعد درگير داستان می شوی. و لحظه به لحظه حدس می زنی. با جری مدرک جمع می کنی و در پی قاتل اصلی می گردی.
جالب است مدت ها بود که در هيچ فيلمی چنان درگير نشده بودم که دی شب.
فيلم نامه بر اساس داستانی از فردريش دورنمات نوشته شده البته ظاهرا با مقاديری دست کاری –من کتاب را نخوانده ام-
بيش تر از اين ها می خواستم بنويسم اما نشد. سعی کنيد ببينيدش.

Sunday, February 03, 2002

cover


Fargo
1996-USA
Ethan Coen&Joel Coen
Cast:
Frances McDormand
William H. Macy
Steve Buscemi


فارگو اسکار به ترين فيلم نامه اوريجينال را برد و اسکار به ترين هنرپيشهء نقش اول زن(مک دورماند)
در مورد اين فيلم می توان فقط گفت با ظاهری بسيار ساده و داستانی به نظر تکراری يکی از شاه کارهای کوئن ها است فيلم.
داستانی که ادعا می شود واقعی است و در سال 1987 در مينه سوتا اتفاق افتاده.
به ظاهر فيلم در مورد کسی است که دو نفر را اجير می کند تا همسر خودش را گروگان بگيرند, تا او بتواند از پدرزن ثروتمند خويش باج بگيرد. داستان اما به همين جا ختم نمی شود. اجيرشوندگان شکل ماجرا را تغيير می دهند و همين است که اولين تفاوت ظاهری فيلم را با فيلم هايی از اين دست آشکار می کند.
پليسی هم که درگير اين ماجراست با پليس های ديگر کمی فرق دارد. خانمی حامله که پليس است و...
اولين تصوير بعد از نوشتهء ابتدای فيلم سفيدی مطلقی است که چشم را می زند و سرمايی در درونت به پامی کند. حماقت جری-اجيرکننده- در برخورد با قضايا و اجير کردن کسانی که حتی يک بار هم نديده شان. و در انتهای کار بی چارگی مطلق او شايد مهم ترين عوامل داستان اين فيلم باشند که در پوستهء يک آدم دزدی مخفی شده اند. حماقتی که دنيای ما را در خود گرفته و آدم های درمانده ای که هيچ راهی انگار جز حماقت پيش رو ندارند.
اگر فيلم را نديده ايد احتمالا خوب است که ببينيد. نمی دانم شما هم فيلم های اين دو برادر را شاهکار سينمای جديد می دانيد يا نه.
به قول يکی از دوستانم, اين دو برادر سبکی در پيش گرفته اند که ريموند کارور آن را در ادبيات به اوج رساند و قصه هايی تکان دهنده را با بی تفاوتی کامل برايمان تعريف کرد.