Sunday, January 27, 2002
شب يلدا
1380
کيومرث پوراحمد
محمدرضا فروتن
اولين جمله ای که می توان گفت: فيلم, سينمايی بود.
بايد اميدوار شد گاهی که شايد سينمای ما هم حالش خوب شود. اگرچه ايرادهايی هم می شود گرفت به فيلم.
از آن گربهء بی حال فيلم. تيکه هايی که به سن و سال حامد نمی آمد و مال بچه ها و جوان های امروز است و حتی قيافهء خود حامد که سعی شده بود مردی 40و اندی ساله را در ذهن تماشاچی بسازد اما خيلی موفق نشده بود. و اين که ای کاش فروتن همان طور که آواز تمرين کرده بود, دست گرفتن ساز را هم ياد می گرفت.
فيلم را دوست داشتم به اين خاطر که قصه داشت و سعی نکرده بود فقط حرف بزند هر چند بايد حرف می زد تا ما درون حامد رابتوانيم ببينيم.
تصوير کردن گذر زمان با المان های تصويری و وقت کشی نکردن-آب گرفتن – , نمی دانم خيلی حرف ها داشتم جمعه که فيلم را ديدم و دی شب که برای چهارمين بار "سگ دانی" تارانتينو را ديدم. اما حالا سعی می کنم کمی از آن ها را برايتان بنويسم.
نمی دانم چرا دی روز اين دو فيلم را با هم مقايسه می کردم. چرا می دانم, خوب هم می دانم. با اين که قصه ها کاملا متفاوت است اما هر دو فيلم تقريبا در يک مکان بسته به جز صحنه های کمی فيلم برداری می شود و اين فقط قدرت داستان و کارگردانی و فيلم برداری خواهد بود تا شما را سر جايتان بنشاند تا آخر.
در مورد سگ دانی بعدتر خواهم نوشت.
حامد شب يلدا اما غرق در تنهايی و تيرگی زندگی, به تصوير کشيدن عشقی شکست خورده! جامعه ای که نمی فهمد حامد را و نمی پذيردش و مادری که فقط مادر است با تمام خصوصيات مادران مهربان. صبور و ...
يکی از دوستان ده دقيقهء آخر فيلم را ظاهرا دوست نداشته و از ظهور پريا در آن فضای تيره گله مند بود, من اما می گويم حتی ظهور پريا هم لازم بود, چون حامد مرد تنهايی نيست, اگر چه يک سال به تنهايی سپری کند. اصلا عاشق جماعت نمی توانند تنها باشند, هر چند در باطن هميشه تنهای تنها خواهند بود. و مگر نه که حامد رفت و پريا آمد. از کجا معلوم که حامد چه گونه برگردد از کنار مادر! پس شايد فقط ظهور پريا تغييری در حال آن گربهء تنبل و آن خانهء سياه ايجاد کند و نه حامد که سياه است و عاشق!
باز هم می گويم فيلم را دوست داشتم چون شايد جزو معدود فيلم های سينما ايران باشد که قصه دارد. اصلا فيلم مگر نيست برای قصه گفتن و سرگرم کردن؟ و فيلم است چون از تصاوير به به ترين نحو برای بيان احساسات, گذر زمان و هر آن چه لازم است استفاده می کند.
شايد شما خوشتان نيايد. اما من بر خلاف سگ کشی, شب يلدا را دوست داشتم.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment